حسن حسن زاده آملى
399
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)
از اين مجمل . در اين آيه كه فرمود : سابقون مقربون اند ، و در آيات و رواياتى كه درباره مقربان آمد تدبر و تأمل به سزا شود تا به مقربان و اقسام قرب آشنايى بيشتر حاصل گردد . آنكه متاله نورى فرموده است روح القدس الاعلى و هو الروح السادس المسمى بالمحمدية البيضاء كلامى بسيار منيع و مطلبى بغايت رفيع است زيرا كه دانسته اى اين ارواح مراتب يك حقيقت اند و اين حقيقت واحده مطابق شئون و اطوار و احوال و افعال او باسامى گوناگون موسوم شده است و هر شأن او به اسمى مسمى گرديده است و چون همه انبيا با اختلاف مراتبشان در داشتن قوه قدسيه كه بتعبير حديث روح القدس بود شريكند و مقام ختمى ارفع و اشمخ از همه مقامات است لذا روح ختمى را كه عاليترين درجه و منزل نهايى و غاية قصواى كمال انسانى است ، روح القدس اعلى ، و روح سادس ، و محمديه بيضاء گفته اند و چه خوب گفته اند . بقول حافظ : هر نكته اى كه گفتم در وصف آن شمائل هر كس شنيد گفتا لله در قائل اگر چه نديده ايم كه در حديثى روح سادس عنوان شده باشد ، و لكن آن كه روح ختمى را روح سادس دانسته است كه از آن آخرين مرتبه ارتقائى روح انسان كامل را اراده كرده است ، به صواب رفته است . و احاديث در اين گونه مباحث كه از اصول عقائد است ، معاضد عقل و مصدق براهين اند . و اصل در اصول عقائد حكم عقل است . و چون معنى صحيح بود در اصطلاح مشامحه روا نبود . خواجه نصيرالدين طوسى در تجريد در فوائد بعث گويد : البعثة حسنة لاشتمالها على فوائد كمعاضدة العقل فيما يدل عليه . الخ . عبارت متاله نورى كه آدم ابوالبشر خليفه بلكه خليقه خاتم است بدين لحاظ است كه وجود خاتم صلى الله عليه و آله و سلم ثمره شجره